X
تبلیغات
رایتل

سید احمد حسینی/ چسبی به نام زخم غزل متن

شـعـر دنـیـای بـهـتـری آورد... مـرحـوم سـیـد احـمـد حــسـیـنـــی

سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 04:54

داستان مرا به دست گرفت از ته قصه ام روایت کرد / از کتاب ساراییسم دو


داستان مرا به دست گرفت از ته قصه ام روایت کرد

من خودم قاتل خودم بودم از خودم قاتلم شکایت کرد

نفس اماره ام به بادم داد بی کسی عشق را به من آموخت

خودکشی، مرگ را به یادم داد یاس در باورم سرایت کرد

سگ ولگرد کوچه ها بودم وغ وغ ام را شنیده ای حتمن

زخم روح مرا مداوا کن بوف کورت مرا هدایت کرد

احتمالن به یاد خواهی داشت زن لکاته ای که می رقصید

بین رجاله ها که می خواهند [زن لکاته هم اجابت کرد ]

متن این داستان غم انگیز است عصر مشروطه های تبریز است

عشق در بسترش گلاویز است [قاتلی که به قتل عادت کرد]

خون بهای شرافت تن را لکه ی سرخ روی دامن را

هفت شب توی خون خود غلتید غسل کرد و سپس عبادت کرد

تق تتق با اجازه قاضی... شق ششق با اجازه ی جلاد

جرم در متن شعر رخ داده قاضی از مجرم اش حمایت کرد

یک دهن استکان تلخی را آن طرف مولوی بلخی را

شمس در چاه دشمنی افتاد (قاتل از قصد قتل صحبت کرد)

عین عین القضات قاضی شد چشم در چشم قاتلش انداخت

زن لکاته مدعی تر شد ادعا از سر شرافت کرد

هیات منصفه به شور نشست قاتل از متن شعر بیرون است

علت قتل ها مشخص نیست ( یک گلوله به زن اصابت کرد)

.

.

از کتاب #ساراییسم_دو

#مرحوم_سید_احمد_حسینی

#مرحوم_سیداحمدحسینی

#سید_احمد_حسینی

#سیداحمد_حسینی

#احمد_حسینی

#احمدحسینی




برای شنیدن این غزل‌‍متن اینجا کلیک کنید.

و 

همچنین برای شنیدن فایل‌های صوتی به کانال‌های زیر مراجعه نمایید.

صفحه من در اینستاگرام

https://www.instagram.com/saraeesm/