چسبی به نام زخم

کتاب های من   ۱- چسبی به نام زخم     ۲- طهران، خیابان جمهوری  ۳- ساراییسم   ۴- چهار / بیست و یک   ۵- غزل روزگار ما


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 7 شهریور ماه سال 1389 ساعت 19:45

و شعر...

نگاهی به مجموعه به رنگ نارنگی 

 

نام سیامک بهرام پرور برای اهالی شعر امروز(علی الخصوص، دوستداران غزل، این درد مشترک) نامی آشناست. 

کتاب جدید دکتر سیامک بهرام پرور که شامل 38 شعر موزون است با عنوان «به رنگ نارنگی» توسط موسسه «هنر رسانه اردیبهشت» روانه بازار شده است به این بهانه یادداشتی کوتاه بر این مجموعه می نویسم. 

قالب شعرهای این مجموعه غزل- غزل مثنوی و چهار پاره است.

 

 

البته بهرام پرور در این مجموعه از قوالب سنتی شعری، گاهی فرا روی می کند.  شاعر با شکستن وزن و قالب و همچنین تغییر قافیه، ردیف و با استفاده کردن از تعابیر غیر معمول مخاطب شعرش را غافلگیر می‌کند.

برای مثال تغییر ناگهانی قالب شعر به قالب دیگر در غزل مثنوی به رنگ نارنگی که نام مجموعه نیز از آن اقتباس شده است، در مصرع:

 

«از شکوه تو وزن شعر شکست، مثنوی بر غزل شود آوار» به بعد، نه تنها از قالبی به قالبی دیگر عبور می‌کند، بلکه وزن شعر نیز از میانه می شکند و از -

"فاعلاتن مفاعلن فعلن فاعلاتن مفاعلن فعلن"، به یک "فاعلاتن مفاعلن فعلن" ، تقلیل پیدا می‌کند.

شاعر در شعر« همه شاعران تو» در بند 13 از شگرد تغییر ردیف برای غافلگیری مخاطب سود می جوید.  

 "من فکر می کنم همه عاشقان تو        در شعرهای خود به تو تعظیم میکنند

 

من فکر می کنم که چرا لال مانده ام     من فکر می کنم به تو تسلیم میشوم"

 

یا در غزل«قرص ماه و جنون» در بیت آخر نیز این تغییر ردیف اتفاق می افتد و قافیه  « می شوم » به « می شویم » تغییر می کند.

یا در غزل «برای از تو نوشتن ...» ردیف بلند«برای از تو نوشتن هوا کم است» در مقطع غزل به «برای از تو نوشتن هوا بس است» تغییر پیدا می کند.

اما در مورد تغییر قافیه، داستان کمی متفاوت است. هر چند که از قوافی غیر متعارف استفاده می شود اما به نظر می رسد که شاعر در استفاده از این دست قوافی به زنگ و آهنگ کلام توجه ویژه ای داشته است و این توجه به آهنگ و زنگ قافیه باعث می شود که غافلگیری مخاطب به آن پر رنگی که در شکستن وزن، انتقال قالب و تغییر ردیف اتفاق می افتد، رخ ندهد و قوافی غیر متعارف اگر چه از نظر نوشتاری گاهی هم جنس یکدیگر نیستند اما از نظر شنیداری هم آوا و هم آهنگ یکدیگرند.

گرفتن این کارکرد از قافیه در مجموعه بسیاری از شاعران امروز به چشم می خورد هر چند که قدما استفاده از اینگونه قوافی را ایراد می دانسته اند، اما بسیاری از غزل سرایان امروز- این قوافی غیر متعارف را از ظرفیت های غزل بعد از نیما می دانند.

به چند نمونه از استفاده اینگونه قوافی در مجموعه به رنگ نارنگی اشاره می کنم:

در شعر «می خواست» کلماتی مانند "مرحمت/ آخرت / مغفرت و ... "با کلماتی مانند "خط / وسط / شط و ... " قافیه شده اند و یا در غزل «هندسه» کلماتی مانند "زبانِ/ بیانِ / جهانِ و ..." با کلماتی مانند "جاودانه و زمانه" هم قافیه  شده اند.

 

مضامین مجموعه به رنگ نارنگی عاشقانه است همانطور که در مقدمه کتاب به قلم دکتر محمدرضا ترکی آمده است، بهرام پرور غزل عاشقانه را با مضامین دینی در هم آمیخته است و روح تغزل در مجموعه به رنگ نارنگی جریان دارد.

زبان بهرام پرور، زبانی کاملاً امروزیست. او از آن دسته شاعرانی است که به راحتی می توان با خواندن یک غزل، به زبان شعری او پی برد. 

بهرام پرور در این مجموعه نیز همان زبان مجموعه قبلی خود را تکرار کرده است هر چند که به نظر می رسد اتفاق جدیدی در زبان او نسبت به مجموعه عطر تند نارنج که توسط نشر داستان سرا در سال 1384 منتشر شده بود، رخ نداده است. یقیناً اگر این اثبات در زبان را نقطة قدرت بهرام پرور ندانیم نقطة ضعف او نیز به شمار نمی آید زیرا به نظر می رسد او زبان شعری خود را پیدا کرده است.

 

حال می خواهم از میان شعرهای مجموعه به رنگ نارنگی- به شعر همه شاعران تو بپردازم زیرا در زمینه نقد، قالب چهار پاره مهجور مانده است و آنچنان که باید و شاید مورد بررسی قرار نگرفته است.

 

در شعر همه شاعران تو .... بهرام پرور با استفاده از نام شاعران ادبیات ایران و جهان مقصود خود را به زیبایی بیان می کند و عشق (تغزل) را منشأ و مبدأ تمام شاعران نام برده در این شعر می شمارد.

 

اما صراحت در آوردن نام شاعران به گونه ای از شاعرانه گی اثر کاسته است.

جز در پاره ای از مصرع ها که نام شاعر با زیرکی خاصی بیان شده است.

 

برای مثال نام غزل سرای بزرگ معاصر مانا یاد حسین منزوی در شعر حل می شود و شاعر استادانه برداشتی چند وجهی از نام شاعر ارائه می کند.

از سویی انزواطلبی و گوشه گیری را به شهریار نسبت می دهد و از سویی دیگر نام حسین منزوی را در شعر خود بیان می کند.اما این اتفاق شاعرانه دربارة نام دیگر شاعران به این زیبایی اجرا نمی شود.

حال آنکه با شناختی که از کارنامه شاعر موجود است این انتظار بعید و دور از ذهن نیست.

 

نکته دیگری که ذهنم را به خود مشغول کرده است، رعایت نکردن مسیر تاریخی اثر است.

نام حافظ قبل از سعدی و خواجوی کرمانی آورده شده است. از سویی این دریچه در ذهنم باز می شود که شاعر به نوعی می خواهد- دین و ارادت خود را نسبت به خواجه شیراز ادا کند و از سویی دیگر نوع ترکیب بندی و قافیه شاعر را مجبور کرده است که نام حافظ بعد از نام مولوی و شمس ذکر شود.

 

" آن مولوی، که ماه تو را شمس دیده است

فهمیده رقص گیس تو هم جز سماع نیست

حافظ که ساق پای تو را دید می زند

از یاد برده است که ساقی و جام چیست "

 

ناخواسته بعد از خواندن مصرع، حافظ که ساق پای ترا دید می زند.

این مصرع از خواجه در ذهنم تداعی شد که می فرماید:

 

" دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود "

 

شاعر ناگهان از میان غزل سرایان ادبیات ایران با آوردن بیت :

" تکثیر تو به روی ورق های این جهان    از شرق تا به غرب لطافت نوشته است "

به ادبیات جهان کوچ می کند و از میان خیل انبوه شاعران تنها به نام سه شاعر اکتفا می کند.

 

پابلو نرودا شاعر اجتماعی و مبارز شیلی، نزار قبانی شاعر تغزلی جهان عرب و فدریکوگارسیا لورکا شاعر و نویسنده اسپانیایی.

 

در ذهنم سوالاتی نقش می بندد که آیا بهرام پرور منظور خاصی از آوردن نام این سه شاعر داشته است؟

با توجه به وجه تغزلی شاعران نام برده چرا از دیگر شاعران بزرگ جهان نامی برده نمی شود. چه دلیلی باعث شده که نام شاعرانی مانند:

شکسپیر، گوته، رمبو، بودلر و مایکوسفکی و... آورده نشود.

قصدم از آوردن نام شاعران جهان این نیست که پیشنهاد اضافه کردن نام آنها را به شعر داده باشم.

اما وقتی بندهایی که مربوط به شاعران فارسی است، نام بیش از ده شاعر را در بر می گیرد و وقتی شاعر از ادبیات جهان در شعر خود سخن می گوید تنها به نام سه شاعر اکتفا می کند، چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ 

 

                                                    سید احمد حسینی  27 / 6 /۱۳۸۹

نگاهی به مجموعه به رنگ نارنگی 

 

نام سیامک بهرام پرور برای اهالی شعر امروز(علی الخصوص، دوستداران غزل، این درد مشترک) نامی آشناست. 

کتاب جدید دکتر سیامک بهرام پرور که شامل 38 شعر موزون است با عنوان «به رنگ نارنگی» توسط موسسه «هنر رسانه اردیبهشت» روانه بازار شده است به این بهانه یادداشتی کوتاه بر این مجموعه می نویسم. 

قالب شعرهای این مجموعه غزل- غزل مثنوی و چهار پاره است.